کاش......... .
کاش آسمان حرف کویر را میفهمید تا اشک خود را نثار گونه های خشک او میکرد.
کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش شهامت نیاز نبود.
کاش دلها آنقدر خالص بودند تا دعا ها قبل از پایین امدن دستها مستجاب میشد.
کاش در فانوس قصه ها شکوفه لبخند در معنی وداع اشک جمع نمیشد.
کاش اشک تهدید لبخنرا باور میکرد و بی بهانه جاری نمیشد.
کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمیشکست.
کاش بهار آنقدر با وفا بود که باغ را به خزان نمیسپرد.
کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود.
وبالاخره.......کاش مرگ معنی عاطفه را میفهمید.
|
+| نوشته شده توسط
صبا در شنبه
1386/10/01
|