شاید این اخر سالی باز هم هیچی بهتر از دعا از زبان شریعتی نباشه:
*خدایا این ایه را که بر زبان شریعتی رانده ای بر دل های روشنفکران فرود ار:
که اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف پوچ است و انسان فاقد معنی ;و فاقد مسئولیت است
*خدایا مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان اظطراب های بزرگ غم های ارجمند و حیرت های عظیم به روحم عطا کن.لذت را به بندگان حقیرت بخش و درد های عظیم بر جانم ریز.
*خدایا اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید"شبه ادم های اندک" را متوجه شوم چه دوست تر میدارم بزرگواری گول خور باشم تا همچون اینان کوچکواری گول زن.
*خدایا به من توفیق تلاش در شکست صبر در نومیدی رفتن بی همراه جهاد بی سلاح کار بی پاداش فداکاری در سکوت دین بی دنیا مذهب بی عوام عظمت بی نام خدمت بی نان ایمان بی ریا خوبی بی نمود گستاخی بی خامی مناعت بی غرور عشق بی هوس تنهایی در انبوه جمیعیت دوست داشتن بدون اینکه دوست بدارند: روزی کن
*خدایا به من قدرت تحمل عقیده مخالف را ارزانی کن.
*خدایا رشد عقلی و عملی مرا از فضیلت تعصب "احساس و اشراق محروم نسازد.
*خدایا اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند
|
+| نوشته شده توسط
صبا در دوشنبه
1386/12/27
|