تبليغاتX
بوی باران - بنویس
 بنویس

بنویس ای دختر که بابا نان ندارد           این غصه های هر شبی پایان ندارد

بنویس نان مشقهام خشک گشته         بنویس بابا برای خوردنش دندان ندارد

 

دکتر نوشته نسخه مرگش را و گفته حتمیست

بنویس بابا ! دکتر نمی داند مریض ساده او ، حتی کنارش کلبه ای ویران ندارد .

بنویس بابا نان ندارد .درد او درمان ندارد . بگذار نقطه ، بنویس باز هم بر سر خط ،این متن مشقت.

بوی بهار و تازگی ،اخ باران می اید و این خیسی این سقف ،تاوان ندارد.

دوباره دفتر مشقم پاره شد بابا ،شنیدی؟

عیبی ندارد ، بابا فرصت جبران ندارد.

یک گور تازه ،وحشت و دختر که می ماند دیگر درون مشق شب هم نان ندارد! حالا دوباره دفترش را باز کرده ، بغضش گرفته ، دستهایش جان ندارد ، یک نفر دارد می نویسد جای دختر ، دخترک دیگر بابا ندارد ، این....... ندارد...ان......ندارد...

 

دوستان ، دخترک توی مشقهایش هم نان ندارد.

 

 

|+| نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه 1387/02/18  |
 
 
بالا
JavaScript Codes